مرکز مقالات امام موسی کاظم (ع)

دانلود مقاله مقايسه اختلالات رفتاري ، سبكهاي دلبستگي و پيشرفت تحصيلي دانش آموزان 12در17 ساله ي عادي


برای دریافت اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله مقايسه اختلالات رفتاري ، سبكهاي دلبستگي و پيشرفت تحصيلي دانش آموزان 12در17 ساله ي عادي و ساكن در خوابگاه شبانه روزي شهر سروآباد با word دارای 182 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله مقايسه اختلالات رفتاري ، سبكهاي دلبستگي و پيشرفت تحصيلي دانش آموزان 12در17 ساله ي عادي و ساكن در خوابگاه شبانه روزي شهر سروآباد با word کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود مقاله مقايسه اختلالات رفتاري ، سبكهاي دلبستگي و پيشرفت تحصيلي دانش آموزان 12در17 ساله ي عادي و ساكن در خوابگاه شبانه روزي شهر سروآباد با word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود مقاله مقايسه اختلالات رفتاري ، سبكهاي دلبستگي و پيشرفت تحصيلي دانش آموزان 12در17 ساله ي عادي و ساكن در خوابگاه شبانه روزي شهر سروآباد با word :

مقایسه اختلالات رفتاری ، سبكهای دلبستگی و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان 12-17 ساله ی عادی و ساكن در خوابگاه شبانه روزی شهر سروآباد

فصل اول
كلیات پژوهش
مقدمه
تاثیر رفتار و طرز فكر والدین در شكل گیری و چگونگی رفتار كودكان از اهمیت اساسی برخوردار است . والدینی كه رابطه مطلوب و درستی با فرزندان خویش دارند ، موجب شادمانی ، مسئولیت پذیری و تكامل شخصیتی فرزندان خود می شوند . از سوی دیگر ، والدینی كه رفتار مطلوب و درستی با فرزندان خود ندارند باعث بروز انواع مشكلات رفتاری در آنان می شوند .

هر چند رابطه نامطلوب میان والدین و فرزندان ، تاثیرات سوءی برجای می گذارد ، اما اثرات منفی رابطه نامطلوب با مادر بیش از تاثیرات منفی ناشی از وجود این گونه روابط با پدر است . چون كودكان زمان بیشتری را با مادر می گذرانند و در نتیجه تاثیر بیشتری از وی می پذیرند. حتی برخی از روانشناسان معتقدند رفتار اجتماعی كودكان بیشتر متاثر از رفتاری است كه از مادر خود مشاهده كرده اند بنابراین توجه به شیوه های پرورش كودك از سوی والدین به ویژه مادر در اثر بخشی بر شخصیت كودك بسیار مهم و حیاتی است.( پیوسته گر ، 1385)

برای آنكه كودك به شكل سالم و هنجار رشد یابد بایستی در حد معقول نیازهای شخصیتی ، روانی ، فیزیكی و اجتماعی او ارضا شود . ناكامی در رفع این نیازها باعث مشكلات رفتاری ، بزهكاری و ناشادی كودك میگردد و شرایط خانوادگی زمینه ساز این ناكامی هاست . از جمله این شرایط : خانواده های از هم پاشیده ، طردشدگی كودك ، سخت گیری و محدودیت شدید ، فقر و كمبودهای شخصی و نبودن معیارهای صحیح اعتقادی و اخلاقی در خانواده و ; را می توان نام برد . در اكثر نظریه های روانشناسی رشد ، چگونگی روابط كودك با اعضای خانواده و مخصوصا مادر یكی از اساسی ترین عامل رشد شخصیت شناخته شده است . اگر در روابط عاطفی مادر و كودك اختلالی بوجود آید ، موجب بهم خوردن امنیت عاطفی در كودك می شود كه آثار آنرا در رفتار كودك می توان مشاهده كرد . بنابراین توافق كلی براینست كه خانواده در پیدایش اختلالات رفتاری كودك تاثیر مهمی دارد . (رضا زاده ، 1375 )

نتایج تحقیقات متعدد نشان می دهند اكثر مشكلات رفتاری كودكان در محیط خانه و مدرسه منعكس كننده شرایط پیچیده بین فردی و رفتاری اعضای خانواده بویژه والدین است و در این میان نقش مادر اساسی و تعیین كننده است بطوریكه محرومیت از وجود او اثرات ناگواری از جمله كاهش میزان جنب و جوش ، كاهش واكنش عاطفی ، اعتماد به نفس و ; را به همراه دارد .

نگرشها و رفتارهای والدین همانند محرومیت از والدین سهم نسبتا زیادی در علت شناسی اختلالات رفتاری دارند به همین جهت برخی از صاحب نظران معتقدند كودك مشكل دار عمدتا والدین مشكلی داشته اند . ( ماسن ، 1970 )

نلسون وایزرائل (1984 ) در كتاب ‹‹ اختلالهای رفتاری كودكان ›› در این باره چنین می نویسند:
‹‹ توافق همگانی وجود دارد كه خانواده در پیدایش اختلالهای رفتاری كودكان تاثیر مهمی دارد . درباره خانواده های بزهكاران و نیز خانواده های كودكان مبتلا به اختلال رفتار جرمها و بزهكاریهای بسیاری گزارش شده است . به نظر می رسد اختلالات رفتاری كودكان از نظام خانوادگی ناصحیح سرچشمه می گیرد . شماری از متغیرهای مربوط به خانواده در پیدایش رفتار پرخاشگری و ضداجتماعی ، ردیابی شده است ›› . (مارتین 1979 ، جانسون ولوبیتز 1974 نقل از حمیدی ، 1380).

خانواده اولین پایگاه تشكل شخصیتی كودك به حساب می آید . رفتار كودك نشانه هویت خانواده و نحوه تربیت خانواده است . نظامی كه بیش از همه برفرد احاطه دارد و رفتارهای او را شكل می دهد ، نظام خانواده است . رفتاری كه در رابطه با سایر اعضای خانواده بروز میكند ، منحصر به رفتارهای بهنجار نیست ، بلكه رفتار نابهنجار افراد را هم ، خانواده شكل می دهد . (ثنایی، 1373 ).

طبق تحقیقات انجام شده نحوه تربیتی والدین ، ویژگیهای رفتاری خاص را در كودك بوجود می آورد مثلا والدینی كه در تعامل با فرزندان خود ازشیوه فرزند پروری اقتدار منطقی استفاده می كند فرزندانشان مستقل و با هدف بوده و اعتماد به نفس و مسئولیت بیشتری دارند و از نظر روانی سالم اند ( بوری 1991 ،مارتین ومك كوبی 1984 نقل از طیبی ، 1383).
پژوهش حاضر نیز جهت بررسی اختلالات رفتاری و سبكهای دلبستگی و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان خوابگاهی 17 – 12 ساله شهر سروآباد صورت گرفته است تا تاثیر خلاء والدین بالخص عدم حضور مادر در عملكرد آنان را بررسی كند .
ری (1990 ) طی تحقیقی به این نتیجه رسید كودكان مبتلا به مشكلات رفتاری در خانواده هایی پرورش یافته اند كه در آنها انضباط و محبت كم بوده است .
در رابطه با تاثیر محیط خانواده و نحوه تربیت والدین بررفتار كودك سیف نراقی و نادری (1370 ) در كتاب ‹‹ اختلالات رفتاری كودكان و روشهای اصلاح و ترمیم آن ›› می نویسند :
‹‹ اگر جو یا فضای كل خانواده ، هر حركت و رفتار كودك را علیرغم درست یا نادرست بودن آن پذیرا باشد ، كودك به احتمال زیاد دچار اختلالات رفتاری میگردد ; از طرف دیگر در نقطه مقابل خانواده هایی قرار دارند كه هیچگونه رفتار كودك را نمی پذیرند و در حقیقت دائما در حال طرد كودك هستند ، در چنین فضای خانوادگی ، كودك نمی داند چه چیز باعث قبول و تشویق دیگران میشود . به عبارت دیگر كودك در انجام هركاری دچار بلاتكلیفی و تشویق است . افراط و تفریط در میزان توجه و مراقبت نسبت به اعمال و رفتار كودك می تواند موجبات اختلالات رفتاری باشد ; داشتن انتظارات و توقعات نامتناسب با رشد و توان جسمی ، ذهنی ، عاطفی ، اخلاقی و اجتماعی كودكان و یا نداشتن هیچگونه توقعی از آنان در هنگامیكه باید توقع داشت ، سبب اختلالات رفتاری آنان میگردد ›› (سالاری ، 1373).

بیان مساله
اختلالات رفتاری روزمره ، اختلالات شایع و ناتوان كننده ای هستند كه برای معلمان و خانواده هایشان مشكلات بسیاری ایجاد می كنند و با نرخهای بالایی از معضلات روابط اجتماعی همراه بوده و نسبت به كودكان بدون اختلال ، با شكستهای تحصیلی بیشتر مواجه می شوند و در نوجوانی و بلوغ در خطر آشفتگیهای رفتاری و اجتماعی هستند ( كشكولی ، 1379 ) . پیامدها و عوارض مشكلات رفتاری در زندگی فردی و اجتماعی كودك و حتی برای اطرافیان و اجتماعی كه وی در آن قرار دارد ، معضلات بازدارنده بسیاری ایجاد نموده و به عبارتی تمامی جنبه های زندگی فردی و اجتماعی را تحت تاثیر قرار می دهد این امر با توجه به شیوع نسبتا بالای مشكلات رفتاری نیازمند توجهای ویژه است .( عیسی زاده ، 1386 )

كودكانی كه دچار پریشانی های عاطفی و اختلالات رفتاری هستند در دوست یابی كمتر موفق اند در واقع بارزترین مشكل آنها ناتوانی در ایجاد روابط عاطفی رضایت بخش و نزدیك با سایر افراد است آنها تنها دوستانی كه قادر به پیداكردنشان هستند دوستان خیالی اند . كودكان دیگر به سوی این كودكان جلب نمی شوند وبزرگترها نیز از اینكه این قبیل كودكان دور و برشان هستند خوششان نمی آیند . از آنجا كه برقراری روابط نزدیك عاطفی بر اساس واكنش های متقابل

اجتماعی بوجود می آید طبیعی است مردم علاقه خود را به كسی كه عكس العمل مطلوبی نداشته باشد از دست می دهند علت اینكه تعداد زیادی از كودكان آشفته از طرف دیگران مطرودند این نیست كه آنها از دوستی فراری اند بلكه به خاطر این است كه آنها رفتاری خصمانه و پرخاشگرانه دارند . این كودكان بدزبان ، مخرب ، غیر قابل پیش بینی ، غیر مسئول ، دعواگر ، موذی ، حسود و بی اعتنا هستند و خلاصه صفت مثبتی كه بتوانند دیگران را به سوی آنها جلب كند درآنان وجود ندارد این نكته قابل فهم است كه افراد هنگام مواجه شدن با كودك آشفته متقابلا رفتاری مشابه از خود نشان می دهند پس تعجبی ندارد كه این قیبل كودكان دائما با هم دعوا و نزاع می كنند ( جوادیان ، 1373 ).

كنش متقابل و رابطه ی عاطفی میان میان مادر و نوزاد به روابط اجتماعی كودك در آینده شكل داده و نحوه برخورد مادر با كودك در چگونگی اجتماعی شدن و كسب مهارتهای اجتماعی فرزند تاثیر به سزا دارد . در واقع دلبستگی بین مادر و كودك شالوده ی اجتماعی شدن كودك را در سالهای بعدی پی ریزی می كند . این پیوند در رشد كودك امری جدی ، گسترده و فوق العاده است .
به نظر می رسد الگوی دلبستگی اولیه با تحول مهارتهای اجتماعی سالهای بعد در كودك ارتباط دارد . پژوهش رفتار اجتماعی آن دسته از كودكان مهد كودك كه روابط عاطفی آنها در = ماهگی ارزیابی شده بود بررسی گردید ، كودكانیكه قبلا ‹‹ دلبسته ایمن ›› ارزیابی شده بودند ، حالا نقش رهبری اجتماعی داشتند . این كودكان در فعالیتها پیش قدم بودند ، فعالانه در آنها شركت می كنند و مورد توجه كودكان دیگر بودند . معلما نشان آنها را خوگردان و مشتاق یادگیری می شناختند . بر عكس كودكانی كه دلبسته ی ناایمن شناخته شده بودند ، از لحاظ اجتماعی گوشه گیر و نسبت به شركت در فعالیتها دچار تردید بودند ، از نظر معلمان ، این كودكان كنجكاوی كمتری درباره چیزهای نو نشان می دادند و در پیگیری هدفهای خود چندان استوار نبودند . این تفاوتها ارتباطی با هوش كودكان نداشت ( واترز ،ویپمن ،اسروف 1997 ، نقل از طیبی ، 1383).

كودكی كه به مادر دلبستگی مطمئنی پیدا كرده ، بیشتر به دنبال حفظ رابطه ی عاطفی با والدین و نیز جلب اعتماد آنان از طریق پذیرش رفتارهای مطلوب اجتماعی است . روانشناسان در بیشتر سالهای قرن حاضر به رابطه كودكان با كسانی كه مراقبت از آنان را به عهده دارند تاكید كرده اند و این كنش های متقابل را اساس عمده ی رشد عاطفی و شناختی می دانند ( بالبی 1969 ) .

اینزورث و همكارانش ( 1978 ) معتقدند كه همه كودكان بهنجار احساس دلبستگی پیدا می كنند و دلبستگی شالوده ی رشد عاطفی و اجتماعی سالم در دوران بزرگسالی را پی ریزی می كند برای مثال انتظار می رود كودكانی كه دلبستگی شدید به مادرانشان دارند ، در آینده مشكلاتی ایجاد می كند ( ماسن و همكاران ترجمه ی یاسایی ، 1375 ) .

بررسیها در مجموع نشان می دهند ، كودكانیكه قبل از ورود به دومین سال زندگی ، دلبسته ایمن هستند آمادگی بیشتری برای روبروشدن با تجارب و روابط جدید دارند .

پژوهشهای مختلف در ایران نیز به نتایج مشابه دست یافته اند . در یك بررسی كیفیت دلبستگی و رابطه آن با تحول مهارتهای اجتماعی در كودكان پیش دبستانی شهر تهران مورد مطالعه قرار گرفت . نتایج به دست آمده نشان می دهد كه رابطه معنی داری بین دلبستگی و مهارتهای اجتماعی وجود دارد به این معنی كه هرگونه تغییری در دلبستگی كودك – مادر بر روی رفتار كودك در تعامل با همسالان تاثیر خواهد گذاشت ( دهقان ، 1376 ) .
در یك پژوهش رابطه دلبستگی به والدین با شیوه های مقابله با تنیدگی در دختران سوم راهنمایی مورد مطالعه قرار گرفت ، نتایج پژوهش نشان می دهد رابطه ی معنی داری بین دلبستگی به والدین با مقابله ی ‹‹ متمركز بر مساله ›› ( دانشیان 1378 ) .

سن جدایی روزانه از مادر با تحول دلبستگی رابطه دارد . در یك پژوهش رابطه جدایی های موقت روزانه و نشانه های مرضی ، با شكل گیری دلبستگی و بروز مشكلات رفتاری – اجتماعی در كودكان پیش دبستانی مطالعه شد نتایج این پژوهش نشان می دهد كودكان كه در سنین اولیه ی كودكی به طور روزانه ا زمادر جدا هستند ، نسبت به كودكانیكه در سنین بالاتر از مادر جدا می شوند ، بیشتر در معرض خطر دلبستگی نا ایمن قرار دارند ( خانجانی ، 1379 ) .
هم چنین مشخص شده است ، چنانكه كودك در سه سال اول در محیطی ( مانند مهد كودك) به سر برد كه در آن مادری پاسخ دهنده و حساس حضور دایم نداشته باشد و كودك ا زمراقبت مداوم و پایدار محروم بوده و نتواند پیوند قوی و طولانی مدت ، با یك چهره ی دلبستگی خاص ایجاد نماید ، مستعد آسیب های روان شناختی می گردد ( خانجانی ، 1379 ) .

جمع بندی نظریه ها و یافته های حاصل از پژوهش هایی كه در زمینه دلبستگی و تاثیری كه در بلند مدت روی مهارتهای لازم در زندگی اجتماعی انسانها می گذارد گویای اهمیت موضوع است و این سوال را برمی انگیزد كه آیا میان كیفیت دلبستگی و اختلالات رفتاری دانش آموزان خوابگاهی و دانش آموزان غیر خوابگاهی تفاوت وجود دارد ؟ آیا بین پیشرفت تحصیلی دانش آموزان خوابگاهی و دانش آموزان غیر خوابگاهی تفاوت وجو دارد ؟
اهمیت و ضرورت پژوهش :

پژوهش حاضر از دو جنبه نظری و عملی حائز اهمیت است .
الف ) جنبه نظری
1 ) در زمینه دلبستگی تحقیقات زیادی انجام شده است بنابراین نتایج پژوهش حاضر می تواند اطلاعاتی در مورد كیفیت دلبستگی و اهمیت آنان در تحول مهارتهای اجتماعی و سازگاری فراهم آورد .
2 ) نتایج این تحقیق می تواند به بررسی نقش عوامل فرهنگی بر نظریه دلبستگی بیافزاید .
ب ) جنبه كاربردی

1 ) شكل گیری دلبستگی امن ، تحول مهارتهای اجتماعی و سازگاری را در فرآیند تحول كلی آنان تحت تاثیر قرار می دهد . این مهم همواره باید مد نظر والدین قرار گیرد تا با فراگیری شیوه ی صحیح فرزند پروری شرایط لازم را برای كودكان خود فراهم آورند .
2 ) محیط های آموزشی خانواده تاثیر كیفیت دلبستگی و اهمیت مهارتهای سازگاری در ایفای نقش افراد در یك زندگی موفق را یادآور شده و آموزش های لازم را ارایه دهند .

3 ) مشاوران و روان درمان گران كه به كار تشخیص ، درمان و راهنمایی اشخاص می پردازند در كار بر روی اختلالهایی كه در اثر ناكارآمدی سازگاری شكل گرفته اند به ریشه های آن توجه كرده و راهكارهای لازم را ارایه می دهند .
اهداف پژوهش :

هدف كلی پژوهش : بررسی رابطه اختلالهای رفتاری، سبكهای دلبستگی و پیشرفت تحصیلی در دانش آموزان غیرخوابگاهی ( عادی ) و دانش آموزان خوابگاهی 17 – 12 سال شهر سروآباد و نیز مقایسه این دو گروه می باشد .
اهداف جزئی :

1 – مقایسه شدت اختلالهای رفتاری دانش آموزان غیر خوابگاهی با دانش آموزان خوابگاهی 17 – 12 سال .
2 ) مقایسه سبكهای دلبستگی دانش آموزان غیر خوابگاهی با دانش آموزان خوابگاهی 17 – 12 سال شهر سرو آباد است .
3 ) مقایسه میزان پیشرفت تحصیلی دانش آموزان غیر خوابگاهی با دانش آموزان خوابگاهی 17 – 12 سال شهر سرو آباد است . رابطه سبكهای دلبستگی با اختلالهای رفتاری و پیشرفت تحصیلی در دو گروه دانش آموزان

فرضیه های پژوهشی :
1 ) شدت اختلالات رفتاری دانش آموزان غیر خوابگاهی كمتر از دانش آموزان خوابگاهی است .
2 ) سبكهای دلبستگی دانش اموزان خوابگاهی با دانش اموزان غیر خوابگاهی متفاوت است .
3 ) میزان پیشرفت تحصیلی دانش آموزان خوابگاهی كمتر از دانش آموزان غیر خوابگاهی است .
4 ) بین اختلالهای رفتاری و سبكهای دلبستگی رابطه وجود دارد .
سوال پژوهش كدامیك از اختلالات رفتاری و سبك های دلبستگی پیش بینی كننده پیشرفت تحصیلی در دانش آموزان خوابگاهی و غیر خوابگاهی است .
تعاربف نظری و عملیاتی متغیرها :
اختلالات رفتاری
الف) تعریف مفهومی :
اختلال رفتار ، رفتاری است كه به نوعی برای والدین ، معلمان ، خواهران و برادران و دیگران قابل قبول نیست مانند قشقرق راه انداختن در كودكان بزرگتر ، مدرسه گریزی ، اعتیاد دارویی و گوشه گیری ( ویلیامز، ترجمه ، به پژوه و همكاران ، 1375 ) .
ب) تعریف عملیاتی : منظور از اختلال رفتاری نمره ای است كه آزمودنیها در آزمون SCL90 كسب می كنند .
دلبستگی :

الف ) تعریف مفهومی : رفتار دلبستگی به عنوان هر شكلی از رفتار كه نتایج اش دست یابی یا حفظ مجاورت با اشخاص است كه برای فرد متمایز و مرجع هستند یا فرد ی كه قویتر و داناتر است تعریف شده است ( بالبی 1973 ) سبك ( نوع ) دلبستگی یك الگوی رفتاری خاص است كه كیفیت تعامل بین فرد و موضوع دلبستگی اش را نشان می دهد . برپایه طبقه بندی اینروورث وورث درمورد سبك های دلبستگی نوزاد مراقبت كننده هازان وشیور (مین،1987 در میكولینسر و همكاران 1990 ، نقل از مزرعه شاهی ، 1384) .

سبكهای مشابهی را در روابط محبت آمیز بزرگسال پیدا كردند كه با تاریخچه ی دلبستگی و الگوهای عمل آنان ارتباط داشت . این سبكها به عنوان 3 سطح از سبك های دلبستگی در این پژوهش مورد نظر قرار گرفته اند .

ب ) تعریف عملیاتی : در این پژوهش كیفیت دلبستگی كودك – مادر بر اساس پاسخگویی نوجوانان به سوالات آزمون دلبستگی تعیین می گردد كه سوالات آزمون 3 سبك دلبستگی به شرح زیر را مورد سوال قرار می دهد .

1 ) دلبستگی ایمنی بخش ( دلبستگی نوع اول )
افرادی كه دارای این سبك هستند كمتر ا زخطرات می ترسند زیرا در موقعیت های خطر زا خود را تنها احساس نمی كنند ( میكولینسر و همكاران 1990 ) و تمایل به ایجاد ارتباط صمیمانه و مثبت با دیگران دارند و نسبت به افراد دارای سبك های ناایمن حرمت خود بالاتری دارند ( فنی و نوللر نسبت به دنیا و دیگران اعتماد دارند ) ( بالبی 1973 ). بنابراین دلبستگی ایمنی بخش منعكس كننده قوانینی است كه به فرد اجازه می دهد اضطراب خود را بشناسد و برای دستیابی به تسلی و حمایت به سوی دیگران برگردد (رازقی ، 1381).

2 ) دلبستگی اجتنابی ( دلبستگی نوع دوم )
افراد اجتناب گرا كسانی هستند كه همان ویژگی كودكان اجتناب گرا را دارند آنها از ایجاد روابط صمیمانه با دیگران اجتناب می كنند و در مقیاس های روابط عاشقانه نمرات كمتری را بدست می آورند ( فنی و نوللر 1990 ) این افراد در مصاحبه های دلبستگی بزرگسال با اتخاذ راهبردهای نظیر تاكید بر خود پیروی و خود اتكایی اهمیت رابطه با موضوع دلبستگی را انكار می كنند و سعی می كنند فاصله خود را از موضوع دلبستگی حفظ كنند و از بروز هیجانات منفی خود ممانعت و نوعی خود اتكایی وسواسی دارند ( میكولینسر و همكاران 1990 ) . این سبك دلبستگی منعكس كننده قواعدی است كه شناختن آن اضطراب و جستجوی حمایت را محدود می كند (رازقی ، 1381).

 

3 ) دلبستگی اضطرابی – دو سوگرا ( دلبستگی نوع سوم )
افراد دارای این سبك شبیه كودكان دو سوگرا هستند و در روابط عاطفی شان با دیگران انحصار طلب و وابسته اند و دایم نگران طرد شدن و رها شدن از سوی دیگرانند و توسط وابستگی شدید به دیگری سعی در كاهش اضطراب جدایی خود دارند .
این افراد نسبت به عواطف منفی شان در رابطه با تجارب دلبستگی كودكان هشیارند و در نتیجه از احساس درماندگی و اضطرابشان نیز آگاهی دارند . ( مین 1985 و میكولینسر و همكاران 1990 ، نقل از مزرعه شاهی ، 1384) .
ب ) تعریف عملیاتی متغیرها : منظور از سبك های دلبستگی در پژوهش حاضر نمره ای است كه ازمودنی در آزمون دلبستگی كسب می كند . منظور از سبك دلبستگی ایمنی بخش ( نوع اول ) ، نمره ای است كه آزمودنی در سوالات مربوط به عامل = یعنی وابستگی كسب می كند .
منظور از دلبستگی نوع دوم ( اجتنابی ) ، نمره ای است كه آزمودنی در سوالات مربوط به عامل = ( احساس نزدیكی ) كسب می كند .
منظور از دلبستگی نوع سوم ( اضطرابی – دو سو گرا ) ، نمره ای است كه آزمودنی در سوالات مربوط به عامل = ( اضطراب ) كسب می كند .
پیشرفت تحصیلی
این اصطلاح غالبا به معنای محدود موفقیت در موضوع های درسی به كار می رود ، درحالی كه معنای گسترده تری را در بر می گیرد . از این رو گزارش هارگریوز چهارمعنا برای برای پیشرفت ارایه كرده است : پیشرفت در آزمون های كتبی ، پیشرفت در مهارتهای علمی ،پیشرفت در مهارتهای شخصی و اجتماعی و پیشرفت در انگیزش و تعهد ( ویلیامز ،ترجمه ، به پژوه و همكاران ، 1375 ) .
تعریف عملیاتی : منظور از پیشرفت تحصیلی در پژوهش حاضر تفاوت میانگین های معدل دانش آموزان در سال تحصیلی گذشته می باشد .
دانش آموزان خوابگاهی : منظور از دانش آموزان خوابگاهی در پژوهش حاضر دانش آموزان دختر 17 – 12 شهر سروآباد است كه در حال حاضر در خوابگاههای شهر سروآباد به سر می برند .
دانش اموزان غیر خوابگاهی : آن دسته از دانش آموزان دختر 17 – 12 سال شهر سروآباد است كه در حال حاضر در مدارس آن شهر مشغول به تحصیل بوده و تحت سرپرستی والدین زندگی می كنند .

فصل دوم
ادبیات و پیشینه پژوهش

مقدمه
كودكی كه به دنیا می آید ممكن است عالیترین و كامل ترین امكانات رشد را دارا باشد . وی ممكن است آمادگی داشته باشد و ظرفیت آن را كه به شایستگی ترین وجهی پرورده شود و برترین كمالات دست یابد . كافی است عادی به دنیا بیاید و خانواده و محیط مناسب در اختیارش قرار گیرد تا ببالد و نشو ونما یابد و جایگاه ارجمند خویش را در این دنیا بیابد . اما زندگی خانوادگی و محیط بهداشتی و آموزشی و اجتماعی و فرهنگی بسیاری از مردم جهان چنان است كه دست یابی به چنین مقصودی را دشوار و گاه امكان ناپذیر می سازد . محدودیتهای محیط زندگی گروهی از كودكان چنان زیاد است كه بقای آنان نیز مسیر میشود . بزرگی ارقام فقر و بیماری و مرگ در كشورهای جهان سوم لرزه بر اندام آدم می اندازد و مشكلات عاطفی و رفتاری كودكان نیز كه نتیجه ممكن فقر و بیماری و جهل و بد رفتاری ونابسامانی های خانوادگی و كاستیهای آموزشی و اجتماعی و فرهنگی است شدیدا مانع رشد و بالندگی و وصول آن به كمالاتی است كه در خلقتشان مقدر شده است . ( منشی طوسی ، 1371 )

سال 2001 به عنوان سال بهداشت روانی اختصاص یافته است و در این سال تمام ملل جهان وظیفه دارند كه سطح بهداشت روان خود ، خانواده و جامعه شان را ارتقاء دهند و با افزایش دانش بهداشت و زدودن برچسب های مخرب زمینه های این رشد را فراهم آورند. ( شاه محمدی ، 1379 )

اكنون كه دوران سرنوشت ساز سازندگی و بازسازی همه جانبه كشور با شتابی فزاینده آغاز گردیده است ، زمان آن فرا رسیده است كه برنامه توسعه و تامین تندرستی كودكان و ارتقاء سطح بهداشت خانواده و مدارس به عنوان بخش مهمی از سیاستهای ارتقاء بهداشت كشور و اساسی ترین حركت در راستای تامین سلامتی نسل آینده ساز و تحقق بخش توسعه اجتماعی و اقتصادی آتیه كشور ، جایگاه و هویت واقعی خود را بازیابد . بدون تردید كاهش منابع ، امكانات و اعتبارات مالی ؛ كمبود نیروی انسانی آموزش دیده ، رشد افزون جمعیت و بحران زیست كه جملگی تهدیدی جدی برای سلامتی نسل آینده است موانع و مشكلات متعددی را در مسیر تحقق اهداف فوق الذكر ایجاد خواهد كرد . حل این مشكلات راهی جز مشاركت همه جانبه نهادهای اجتماعی به ویژه خانواده را باقی نمی گذارد .اما باید توجه داشت كه مشاركت مردم بدون دادن آگاهی و اطلاعات به آنان تحقق نمی یابد .
راه مشاركت همه ، آگاهی همه است ( پالاهنگ، 1377 ).

گر چه پیشینه توجه به نیازها و مشكلات روانی كودكان به عنوان قشر خاص و دارای ویژگی های منحصر به فرد خود و نه به عنوان بزرگسالانی كوچك اندام به پیش از چند دهه نمی رسد ، لیكن در همین مدت كوششهای بسیاری در جهت شناخت ، تبیین و طبقه بندی و ارائه روشهای درمانی برای اختلالات دوران كودكی و نوجوانی به عمل آمده است . طبقه بندی اختلالات كودكان این سوال را مطرح می كند كه ‹‹ چند نوع اختلال وجود دارد ›› ؟

سوال اساسی در همه گیر شناسی این است كه چه تعداد از كودكان در جمعیت كلی دچار این اختلالات هستند؟ همه گیر شناسی با تشخیص علل یا عوامل همراه با انتشار اختلالات در جمعیت نیز سرو كار دارد اختلالات رفتاری طیفی وسیعی از مشكلات كودكی را از رفتارهای پرخاشگرانه و تكانشی تا رفتارهای افسرده گونه و گوشه گیری در بر می گیرد . كودكان با اختلالات رفتاری بنابر ماهیت رفتارهایشان احتیاجات روانی ، تربیتی و آموزشی متفاوتی از سایر كودكان دارند . لذا برای آموزش ، تربیت و ترمیم رفتارهای آنان لازم است چگونگی طبقه بندی این اختلالات با توجه به انواع و دشواریهای رفتاری آنان تعیین شود (عیسی زاده ، 1386).

درباره چگونگی طبقه بندی اختلالات رفتاری ، اختلاف نظرها و بحثهای گوناگون و فراوانی وجود دارد اشكالات طبقه بندی اختلالات رفتاری بنابر علل زیر می باشد :
1 – علل متفاوتی می توانند زیربنای مشكلات رفتاری مشابهی باشد و درمقابل انواع متفاوت مشكلات رفتاری می تواند از علل مشابهی حاصل آمده باشد .
2 – فراوانی و تنوع رفتارهای ناسازگارانه بسیار گسترده است .
3 – چگونگی شروع این گونه رفتارها و كیفیت رشد و پیشرفت آنان متفاوت است .
4 – میزان و درجه رشد آنان مختلف است .

5 – چگونگی پاسخ دهی این گونه رفتارها با روشهای درمانی گوناگون متفاوت می باشد . (سیف نراقی و نادری ، 1380 )
آمارهای اپیدمیواوژیك نشان داده اند كه تقریبا 14 تا 20 درصد همه كودكان از بدو تولد تا 18 سالگی انواعی از اختلالات روانی را داشته و حدود 3 تا 5 درصد این گروه دارای اختلالات شدید روانی می باشند این كودكان مشكلات مهمی در سازگاری به همراه نارسایی خانوادگی – تحصیلی و روابط اجتماعی زندگی دارند ، در هر صورت كمتر از 5/1 درصد كودكان نیاز به درمان دارند . با كمال تاسف و تعجب باید بگوییم كه در كشور ما به مسائل گوناگون و پیچیده كودكان به طور جدی پرداخته نشده است . این در حالی است كه اختلالات عاطفی – رفتاری ، به ویژه وضعیت نامتعادل و تحول زندگی خانوادگی و اجتماعی دریكی دو دهه اخیر كشور ما بیش از هر زمان دیگری گریبانگیر گروههای وسیعی از كودكان شده است (عیسی زاده ، 1386).

نابسامانی های خانوادگی ، كمبودهای آموزشی ، پرورشی و بهداشتی ، جابه جا شدن گروههای اجتماعی و فشارهای ناشی از آن ، رشد نامعقول جمعیت ، مهاجرتهای بی رویه و آوارگی ، فقر و اعتیاد گسترده دل آزردگی و افسردگی و پرخاشجویی و شكوه گراییهای حاصل از غیبت و فقدان سرپرست در بسیاری از خانواده ها و همچنین ناآگاهی های دیرپای والدین كودكان برای مقابله علمی عاقلانه با فشارهایی كه زندگی جدید و ناآشنا و پیچیده كنونی به طور مستقیم و غیر مستقیم بر روانهای حساس و پذیرایی خردسالان وارد می آورد . و بسیاری عوامل مهم دیگر سبب شده است كه اختلالات عاطفی و رفتاری كودكان وسعت بی سابقه ای بیابد . ( استارت ، لوریا، 1998 نقل از عیسی زاده ، 1386).

درچنین وضعیتی جا دارد كه پژوهشگران و متخصصان تعلیم و تربیت و روانشناسی كودك هر چه نیرو و دانش و تجربه در توان و هر چه شور وشوق و دلسوزی در جان دارند به كار گیرند و بر این دشمن مهلك درونی بشورند و كمك كنند تا اختلالهای جانكاه عاطفی را از دلهای آسیب پذیر كودكان معصوم و دوست داشتنی بیرون كنند و رشد شخصیت سالم و متعادل آنان را امكان پذیر سازند .

1 – تعریف اختلال رفتاری
تعریف و تعیین عملكردهای مختل كار آسانی نیست زیرا الگوهای رفتاری دارای انواع نا محدودی هستند و همچنین نامهای مختلفی دارند ، نظیر : اختلال رفتاری ، بدكاری رفتار،مشكلات رفتاری ، مشكلات روانشناختی ، رفتارنابهنجار ، رفتار ناسازگارانه ، اختلالات ، نقائص و آسیب شناسی روانی .
رفتار مشكل غالبا به عنوان رفتار ‹‹ نابهنجار›› در نظر گرفته شده است ، ‹‹ نا ›› به معنای ‹‹ دور›› یا ‹‹ از ›› و ‹‹ هنجار ›› به معنای میانگین یا استاندارد . بنابر این ‹‹ نابهنجار›› به معنای چیزی است كه از میزان استاندارد منحرف شده باشد ( نلسون و ایزرائیل ، 2000 ، صفحه 1و2).

از هر نقطه نظری كه به مفهوم بهنجاری و نابهنجاری نگریسته شود ، معلوم می گردد كه یك مفهوم نسبی است . انحراف از یك هنجار ، ممكن است آنقدر ناچیز باشد كه موجب هیچ نگرانی نشود یا ممكن است به اندازه ی زیاد باشد كه تردیدی درباره ماهیت نابهنجاری آن باقی نماند . بنابر این مفهوم نابهنجار و بهنجاردو اصطلاح جدائی ناپذیرند و هر یك از آنها را بدون توجه به دیگری نمی توام تعریف كرد ( دادستان ، 1370 ).

در مورد تعریف مشكلات رفتاری ، اتفاق نظر در میان محققین وجود ندارد ، و یك تعریف مشخص و محدود برای آن موجود نمی باشد . اما اغلب تعاریف روی انطباق رفتار با معیارهای اجتماعی تاكید كرده و چنانچه رفتاری با معیارهای اجتماعی تطبیق داشته باشد ، آن رفتار بهنجار تلقی خواهد گردید ؛ كراسنر معتقد است كه رفتاری غیر عادی نامیده می شوند كه با در نظر گرفتن سه متغیر مداخه گر مطالعه گردند .
الف ) : خود رفتار
ب ) : محتوی اجتماعی آن
ج ) : مشاهده كننده ای كه در آن وضعیت با تمام نیرو به مطالعه رفتار پرداخته است .
هیچ رفتاری به خودی خود غیر عادی نمی باشد ، زیرا فردی ممكن است كارهائی از قبیل داشتن توهمات كلامی ، گاز گرفتن ، امتناع از غذا خوردن و ;. را انجام دهد . یا این امكان وجود دارد كه درموقعیتهای مختلف فردی خشم و عصبانیت نسبت به هر كس را نشان دهد ، لذا با در نظر گرفتن سه عمل یاد شده است كه می توان تمایز میان رفتارهای عادی و غیر عادی را مشخص و معین نمود ( راس ، 1974 ، صفحه 149 – 157 نقل از خانجانی ، 1378).
انجمن روانپزشكی امریكا ( 1994 ) یك اختلال را به عنوان سندرم یا الگوی رفتاری تعریف می كند كه موجب درماندگی شخص یا افزایش ریسك مرگ ، درد، ناتوانی ،یا از دست دادن آزادی می شود ( نلسون و ایزرائیل ، 2000 ،صفحه 1و2 ).

با توجه به نظرات ارائه شده ، در ارزیابی رفتار بهنجار از نابهنجار ملاكهائی بیان گردیده است كه به صورت خلاصه به آنها اشاره می شود :
1 -1 – ملاك آماری: این ملاك بر اساس اصل ریاضی منحنی طبیعی است و در این روش آنچه كه اكثریت افراد عمل می كنند طبیعی شمرده می شود و آنچه در دو قطب قرار می گیرد نابهنجار قلمداد می گردد . ‹‹ رفتار نابهنجار رفتاری است كه از لحاظ آماری كم بسامد است و یا از هنجار انحراف دارد›› ( هیلگارد ، ترجمه براهنی و دیگران ، 1371 ، جلد 2 ، صفحه 186 )

2 -1 – ملاك هنجار اجتماعی : در این ملاك با توجه به معیارهای ویژه یا هنجارهائی كه هر جامعه برای رفتارهای افراد پذیرفته است رفتار نابهنجار باز شناخته می شود . بر اساس این معیار ، ملاكها برا یهر جامعه جنبه اختصاصی پیدا كرده و نابهنجاری از جامعه ای به جامعه ای دیگر و از زمانی به زمان دیگر فرق می كند .

3 -1-ملاك غیر انطباقی بودن رفتار : این ملام بیشتر مد نظر دانشمندان علوم اجتماعی می باشد ، آنها معتقدند به جای آنكه رفتار نابهنجار به وسیله ملاك اجتماعی یا آماری تعیین گردد به وسیله چگونگی تاثیر رفتار در بهزیستی فرد یا گروه مشخص می گردد . بر اساس این ملاك ، رفتاری غیر طبیعی است كه ( غیر انطباقی ) باشد یعنی پیامدهای زیانباری برای جامعه و فرد به دنبال داشته باشد .
4 -1 – ملاك پریشانی شخص : این ملاك به احساس فرد بیمار از خود بیشتر تاكید دارد تا بر رفتار وی . به بیان دیگر ‹‹ از زاویه فاعلی یا غیر عینی ، یك حالت ناراحت ، یك رنج روانی مبهم یا مشخص و یا یك حالت دلهره كه تا حدی مبین وجود روشن نگری نسبی فرد درباره بیماری خویش است ، بر بیمار مستولی است مشخص می گردد ( دادستان و منصور ، 1363 ، صفحه 16 ) .

5 -1 – ملاك بالینی : این معیار اساس كار تشخیص اختلال روانی بوسیله روانپزشكان كه اساس علائم و تشخیصشان بر همین ملاك می باشد را روشن می سازد و بر پایه همین علائم و معیارها فرد سالم را از غیر سالم بازشناسی می كند . ‹‹ اساس این ملاك همانند روش بالینی در مورد بیماریهای ارگانیكی است . روانشناسان بالینی و روانپزشكان نیز متكی بر نشانه های عملی اختلال روانی چون اضطراب ، ترس ، افسردگی و ; می باشد ›› ( نوابی نژاد ، 1372 ، صفحه 30 )


برای دریافت اینجا کلیک کنید

[ بازدید : 27 ]

[ چهارشنبه 27 بهمن 1395 ] 6:19 ] [ علی ]

[ ]

سئو سایت ساخت وبلاگ افزودنی های بتن
خشکشویی آنلاین بستن تبلیغات [x]