مرکز مقالات امام موسی کاظم (ع)

دانلود مقاله شناسايي تكنولوژي هاي كليدي سالنهاي مونتاژ با استفاده از روش TOPSIS با رويكرد فازي) با


برای دریافت اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله شناسايي تكنولوژي هاي كليدي سالنهاي مونتاژ با استفاده از روش TOPSIS با رويكرد فازي) با word دارای 176 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله شناسايي تكنولوژي هاي كليدي سالنهاي مونتاژ با استفاده از روش TOPSIS با رويكرد فازي) با word کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود مقاله شناسايي تكنولوژي هاي كليدي سالنهاي مونتاژ با استفاده از روش TOPSIS با رويكرد فازي) با word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود مقاله شناسايي تكنولوژي هاي كليدي سالنهاي مونتاژ با استفاده از روش TOPSIS با رويكرد فازي) با word :

چكیده
امروزه تكنولوژی به عنوان یكی از كلیدی ترین دارایی‌های یك سازمان به حساب می‌آید. با توجه به پویایی محیط، سرعت دررشد، تحولات، عدم قطعیت بازار، تامین انتظارات و نیازهای مشتریان، شناسایی تكنولوژی‌هایی كه ارزش افزوده برای سازمان ایجاد می‌كنند یك الزام می‌باشند. درهر زمان خاص، یك یا چند تكنولوژی مختلف در یك واحد شغلی، كارایی رقابتی را تعیین می‌كند.تكنولوژی‌هایی كه بیشترین اثر را بر كارایی رقابتی در یك زمان خاص دارند تكنولوژی كلیدی نامیده می‌شوند. برای شناسایی تكنولوژی های كلیدی، مدیریت باید ابتدا دینامیك بازار و توسعه رقابتی آن در صنعت مربوطه را بررسی كند تا مبنای واقعی رقابت تعیین شود. در این پروژه سعی بر آن است كه به ارزیابی تكنولوژی‌های موجود در سالنهای مونتاژ ایران خودرو با استفاده از معیارهای شناسایی شده و در نتیجه شناسایی تكنولوژی كلیدی پرداخته شود.

كلمات كلیدی: تكنولوژی، تكنولوژی كلیدی، تصمیم‌گیری چند معیاره (MADM)، منطق فازی

فصل اول
كلیات تحقیق

1-1- مقدمه:
پویایی و تغییر و تحول اساسی ادامه حیات و سنگ بناء نظام هستی بشمار می‌رود. تحول به عنوان عامل شتاب دهنده‌ای است كه هر بنگاه اقتصادی را ملزم می‌سازد با دقت و هوشیاری تغییرات را تحت نظر قرار دهد و حتی پا را فراتر گذاشته و قابلیت حركت و پیشرفت را همگام با تغییرات در خود ایجاد نماید.لازمه چنین كاری وجود قدرت تصمیم‌گیری در شرایط مختلف می‌باشد، از سوی دیگر فضای پیچیده و نادقیق تصمیم‌گیری در زمان حاضر ایجاب می‌كند كه تصمیم گیرندگان همسو با افزایش پیچیدگی‌ها و تغییرات محیطی ،از شیوه‌ها و ابزارهای گوناگونی جهت تصمیم گیری‌های خود استفاده نمایند.و از انجا كه تكنولوژی‌های كلیدی، تكنولوژی‌هایی هستند كه بیشترین اثر را بر كارایی محصولات وابسته یا اقتصاد تولید مورد نیاز براساس این مبنای رقابتی دارند.
در این تحقیق سعی شده ابتدا اقدام به شناسایی و دسته‌بندی تكنولوژی‌های موجود سالنهای مونتاژ شود و با استفاده از نظر خبركان از طریق مصاحبه به ارزیابی این تكنولوژی‌ها با استفاده از معیارهای شناسایی شده پرداخته شود و در نهایت با استفاده از روش تاپ سیس با رویكرد فازی به تعیین تكنولوژی كلیدی پرداخته شده است.

1-2- تعریف مساله
یك تكنولوژی پایه، تكنولوژی است كه در اغلب بخشهای صنعت وجود دارد و در اغلب محصولات دیده می‌شود،حتی گاهی ممكن است در اغلب مشاغل یك صنف یا سازمان مطرح باشد. یك تكنولوژی پایه صخره‌ای است كه واحد شغلی یا حتی صنف و سازمان مربوطه بر آن ایستاده است و لذا بسیار اساسی است.با این همه برای رقابت بحرانی نیست زیرا برای تمام رقبا به نحو گسترده قابل حصول است ادامه سطح بالای سرمایه‌گذاری روی تكنولوژی پایه ممكن است رقابت بخش نباشد زیرا در گسترش و بهبود موقعیت رقابتی واحد شغلی نقش چندانی ندارد.
علاوه بر این این تكنولوژی‌ها نسبتا بالغ هستند و به نظر می‌رسد توان بالقوه بیشتری برای توسعه و تكامل ندارند. بسیاری از شركتها در زمینه تكنولوژی پایه سرمایه‌گذاری زیادی می‌كنند زیرا اغلب به تكنولوژی كه باعث ایجاد شغل و فعالیت شده است نوعی التزام احساسی وجود دارد و در غالب موارد هر شكستی را به سختی می‌توان جبران كرد در عین حال اثر حاشیه‌ای بر رقابت دارد.
وقتی تكنولوژی بالغ می‌شود اثر آن بر موقعیت رقابتی كم می‌شود زیرا یك تكنولوژی جدید تر جای آن را می‌گیرد و یا چون هر كس ان را به راحتی به دست می‌آورد، كم اثر یا بی اثر می‌شود.
تكنولوژی‌هایی كه در مرحله توسعه اولیه با یك توان با لقوه مجسم برای تغییر مبنای رقابتی ما هستند را تكنولوژی در راه می‌نامیم. برخی از تكنولوژی‌ها ی در راه امروز (نه همه آنها) تكنولوژی‌های كلیدی فردا هستند. لذا تكنولوژی در راه ممكن است جایگزین تكنولوژی كلیدی شود.
بطور خلاصه هر مدیر واحد شغلی باید تكنولوژی‌های مربوطه در صنعت خود را شناسایی كند و اهمیت استراتژیك آنها را با تعیین اینكه كدام تكنولوژی كلیدی یا در راه است و كدامیك از انها پایه می‌باشند، معین كند.كاملا واضح است كه تصمیم‌گیری راجع به سرمایه‌گذاری روی یك یا چند تكنولوژی، تصمیمی استراتژیك با بالاترین اهمیت است به این ترتیب نمی‌توان تنها به متخصصین تكنولوژی وكالت داد و مدیران ارشد باید در این تصمیم‌گیری دخالت كنند.

1-3- فرضیات تحقیق
با توجه به بیان مسئله فرضیه ذیل مد نظر است:
فرضیه: اولویت‌بندی گروه‌های تكنولوژی در سالن مونتاژ با روش تاپسیس ممكن است.

1-4- سابقه و ضرورت انجام تحقیق
با توجه به بررسی‌های انجام شده مشخص گردید كه عدم آشنایی با روشهای كمی تصمیم‌گیری و پیچیدگی ادغام معیارهای كیفی و كمی متعدد موجب می‌شود تصمیم گیرندگان بررسی‌های خود را برای یافتن تكنولوژی كلیدی با مفروضات اولیه انجام دهند كه این امر گاها موجب تبعات نامناسب بدلیل ارزیابی نادرست و غیر اصولی می‌گردد. لذا با توجه به اهمیت موضوع شناسایی تكنولوژی‌های كلیدی در جهت بهبود هرچه بیشتر تخصیص منابع و سرمایه‌گذاری در تكنولوژی‌ها ضرورت انجام این تحقیق جهت شناسایی تكنولوژی‌های كلیدی احساس می‌شود.

1-5- اهداف تحقیق
از آنجا كه در صنایع بزرگ مانند صنایع خودرو سازی سرمایه‌گذاری روی یك یا چند تكتولوژی از اهمیت بالای استراتژیك برخوردار است و با توجه به محدودیت منابع انتخاب مناسب این تكنولوژی‌ها می‌تواند روی كل سازمان اثر بسزایی داشته باشد. بنابراین در این پروژه سعی بر آن است برای رسیدن به اهداف فوق به شناسایی تكنولوژی‌های كلیدی سالنهای مونتاژ ایران خودرو اقدام نماییم.

1-6- روش انجام تحقیق
تحقیق حاضربه لحاظ هدف ازنوع كاربردی وازنظرروش ازنوع تحلیلی توصیفی می‌باشد كه در مرحله اول با مطالعات كتابخانه‌ای ،جستجو درسایتهای معتبرعلمی وبررسی متون علمی ادبیات تحقیق گردآوری می‌شود. سپس با توجه به ادبیات تحقیق وبررسی وضعیت سالنهای مونتاژ معیارها وز شاخص‌های مهم در شناسایی تكنولوژی كلیدی استخراج می‌شود. در مرحله بعد معیارها وشاخص‌ها ازطریق پرسشنامه به جامعه خبرگان ارائه می‌شود و ازآنجایی كه معیارهای سنجش اهمیت شاخص‌ها ازنوع كلامی هستند بهتردیده شد تا داده‌ها با طیف فازی جمع‌آوری و در نهایت با استفاده ازتكنیك‌های MADM فازی اولویت‌بندی می‌شود.
1-7- روش و ابزار گرد‌آوری داده¬ها
داده‌ها دراین تحقیق به روش ذیل جمع‌آوری شده¬اند:
روش مصاحبه: برای شناسائی معیارها وشاخص‌های اصلی ارزیابی تكنولوژی¬ها
روش پرسشنامه: جهت جمع‌آوری داده‌ها از خبرگان برای به دست آوردن وزن تكنولوژی¬ها

1-8- جامعه آماری و تعداد نمونه
جامعه آماری این تحقیق خبرگان و كارشناسان قسمت مونتاژ می‌باشند كه تعداد آنها 23 نفر بوده و از بخش‌های مهندسی تولید، خدمات و مهندسی نگهداری و تعمیرات می‌باشند. و از این تعداد 13 نفر دارای تحصیلات كارشناسی و 5 نفر دارای مدرك كاردانی و 5 نفر نیز دارای مدارج بالاتر می¬باشند.

1-9-روش تجزیه وتحلیل داده¬ها
روش‌های تجزیه وتحلیل داده‌ها فرایند تحلیل سلسله مراتبی فازی می‌باشد كه در ادامه با استفاده ازتكنیك TOPSIS فازی نیز داده‌ها مورد تجزیه وتحلیل قرارمی گیرد كه محاسبات ازطریق برنامه نویسی درنرم افزارEXCEL انجام خواهد شد.

1-10- محدودیت‌های انجام تحقیق
عدم دسترسی به بسیاری ازسایتهای علمی برای دستیابی به مقالات وتحقیقات علمی
كمبود دقت ودردسترس نبودن دائمی خبرگان تحقیق بدلیل موقعیت شغلی آنها
عدم آشنایی خبرگان به تكنیك‌های بكاررفته جهت ارزیابی نهایی شاخص‌ها بخصوص در نحوه استفاده ازاعداد مثلثی فازی.

1-11- تعریف واژگان كلیدی
تكنولوژی:
تکنولوژی تمامی دانش‌ها محصولات، ابزار،روشها وسیستمهایی است که به خدمت گرفته می‌شود تامحصول یا سرویسی ارائه شود .تکنولوژی فرایند انتقال وتبدیل منابع به محصول ازطریق دانش، تجربه، اطلاعات وابزاراست.
تكنولوژی كلیدی:
تكنولوژی‌ای است كه به خوبی در محصولات و فرایند‌ها تجسم یافته است و دارای اثر بالای رقابتی است.
تصمیم‌گیری چند معیاره(MADM):
به دسته‌ای ازفنون وروشهای تصمیم‌گیری اطلاق می‌شود كه به منظوراولویت‌بندی ویا انتخاب مناسب ترین گزینه ازبین تعدادی ازگزینه‌ها وبا استفاده ازچند معیار/شاخص تصمیم‌گیری بكار می‌روند.
منطق فازی:
مجموعه‌های فازی درریاضیات جدید به مجموعه‌های اطلاق می‌گردد كه عناصرآن به طورنسبی متعلق به آن مجموعه باشند درمجموعه‌های فازی برخلاف مجموعه قطعی عناصربه دودسته عضو وغیرعضو تقسیم نمی‌شوند بلكه به میزان عضویت عناصردرمجموعه‌های فازی بین صفرویك متغیر است.

فصل دوم
ادبیات تحقیق

2-1- تعاریف تکنولوژی
تکنولوژی ریشه یونانی دارد وازدوکلمه Technè و Logic تشکیل شده است. Technè به معنی هنر، مهارت و آن چیزی است که آفریده انسان باشد. Logic در یونان قدیم به معنی علم، دانش وخرد به کارمی رفته است.
گالبریت:
تکنولوژی عبارت است ازکاربرد سیستماتیک علوم یا نوع دیگری ازدانش واطلاعات نظام یافته که درجهت عملیاتی کردن نیازها مورد بهره برداری قرارمی گیرد.
ارنست:
تکنولوژی به عنوان راهکارها واهدافی تلقی می‌گردد که انسانها را به تولید ماهرانه واثربخش رهنمون می‌کند. تکنولوژی به مولفه‌هایی گفته می‌شود که هنرمندان توسط انسانهایی با تجربه، با اطلاعات ودانش بکارگرفته می‌شوند وآنان رابه خلق ایده، محصول ویا سرویس نایل می‌کند.
روزنبرگ وفریشتاک:
تکنولوژی عبارت است ازدانش مربوط به محصول، فرایند وسازمان تولیدکه برای تولید کالا وخدمات به کارگرفته می‌شود.
کلاکستون:
تکنولوژی عبارت است از بکارگیری شاخه‌های مختلف علم برای حل مشکلات علمی که به دلیل تنوع شرایط محیطی ممکن است ازناحیه‌ای به ناحیه دیگرتغییرکند.به بیان دیگرتکنولوژی مجموعه‌ای ازروش‌ها، تجربیات وعلوم علمی است که انسانها برای تسلط بر محیط وحل مشکلات مربوط به رابطه خود با محیط به کارمی برند.
نژی:
تکنولوژی درمطالعات مردم شناسی به ابزاری اشاره دارد که انسانهای نخستین برای حفظ بقای خود به کارمی برده اند امروز کاربرد تکنولوژی به طورعمده اشاره به اسباب تکنیکی نظیر ماشین‌ها، ابزارها وتجیزات خودروها، کشتی ها، ساختمان‌ها و بزرگراه‌ها دارد.
طارق خلیل:
تکنولوژی تمامی دانش‌ها محصولات، ابزار،روشها وسیستمهایی است که به خدمت گرفته می‌شود تامحصول یا سرویسی ارائه شود .تکنولوژی فرایند انتقال وتبدیل منابع به محصول ازطریق دانش، تجربه، اطلاعات وابزاراست.طبقه‌بندی تكنولوژی و تكنولوژی‌های كلیدی

2-2- طبقه‌بندی براساس تاثیر روی محصول
2-2-1-تكنولوژی جدید (new technology)
یك تكنولوژی جدید، هر نوع تكنولوژی جدیدا تولید یا اجرا شده‌ای است كه اثری بارز روی تولید كالا یا ارائه خدمات توسط یك شركت دارد.لزومی ندارد كه این تكنولوژی برای دنیا تازه باشد، بلكه همین كه برایشركت جدید باشد كافی است.ممكن است این تكنولوژی سالها پیش توسط دیگران طراحی واستفاده شده باشد،اما هر وقت كه برای اولین بار در موقعیتی جدید استفاده و معرفی می‌شود، به عنوان تكنولوژی جدید طبقه‌بندی می‌شود. تگنولوژی جدید اثر عمیقی بر بهبود بهره وری و حفظ جایگاه رقابتی یك شركت دارد.
2-2-2-تکنولوژی نوظهور (emerging technology)
یک تکنولوژی نوظهورهرنوع تکنولوژی است که هنوز به طورکامل تجاری وبه بازارعرضه نشده است اما ظرف حدود 5 سال آینده این چنین خواهد شد .ممکن است درحال حاضرکاربرد آن محدود باشد اما انتظارمی رود درآینده به شکل قابل ملاحظه تکامل یابد.
نمونه‌های تکنولوژی نوظهورعبارتند از: مهندسی ژنتیک ف ابررسانایی،اینترنت به عنوان جایگزینی برای کامپیوترشخصی. تکنولوژی‌های نوظهورصنایع جدید خلق می‌کنند وممکن است موجب کهنه شدن تکنولوژی‌های موجود شوند .این تکنولوژی‌ها می‌توانند موجب بروزتغییراتی بزرگ درنهادهای اجتماعی ودرخود اجتماع شوند.
2-2-3- تكنولوژی بسیط (low technology)
واژه تكنولوژی بسیط به آن دسته از تكنولوژی‌ها اطلاق می‌شود كه در بخشها بزرگی از جامعه انسانی گسترده شده اند.بسیاری از صنایعی كه ویژگی‌های زیر را دارند از این نوع تكنولوژی استفاده می‌كنند.
– آنها از كاركنانی با سطح آموزش یا مهارت نسبتا پایین استفاده می‌كنند.
– آنها از عملیات دستی یا نیمه خودكار استفاده می‌كنند.
– مخارج تحقیقی آنها پایین است.
– پایه تكنولوژی مورد استفاده با ثبات است و چندان تغییر نمی‌كند.
– محصولات تولید شده، عمدتا از نوعی هستند كه نیازهای اساسی انسان را تامین می‌كنند،نیازهایی چون غذا،مسكن،پوشاك و خدمات اساسی انسانی.
2-2-4-تكنولوژی متوسط (medium technology)
تكنولوژی متوسط شامل مجموعه گسترده از تكنولوژی است كه بین تكنولوژی‌های پیشرفته و تكنولوژی‌های بسیط قرار می‌گیرد.این واژه به تكنولوژی‌های بالقی اطلاق می‌گردد كه در مقایسه با دیگر تكنولوژی ها، بیشتر وراحت تر تحت تاثیر انتقال تكنولوژی قرار می‌گیرند.صنعت خودكار و كالاهای مصرفی از جمله نمونه‌هایی هستند كه از این نوع تكنولوژی بهره می‌گیرند.

2-2-5-تکنولوژی پیشرفته:
واژه تکنولوژی پیشرفته (های تکhigh tech) به تکنولوژی‌های مدرن یا پیچیده اطلاق می‌شود .طیف گسترده‌ای ازمنابع که مشخصاتی خاص دارند ازاین تکنولوژی‌ها استفاده می‌کنند اگرشرکتی ویژگی‌های زیرراداراباشد آنگاه آن راشرکت بهره مند ازتکنولوژی پیشرفته می‌نامند.(لارسنLarsen وراجزRogers ،1988- مورمنMohr man وون گینلو von ginlow،1990)
ازکارکنان با تحصیلات بالااستفاده می‌کند تعداد زیادی ازکارکنان آن رادانشمندان ومهندسان تشکیل می‌دهند.
تکنولوژی اش با سرعت بیشتری ازدیگرصنایع درحال تغییراست.
با نوآوری تکنولوژیک ،رقابت می‌کند.
بودجه تخصیص وتوسعه آن بالاست.
می تواند ازتکنولوژی برای رشد سریع استفاده کند وبا ظهورتکنولوژی رقیب رقابیش تهدید می‌شود.
2-2-6-تکنولوژی‌های کدگذاری شده (codified technology) درمقابل تکنولوژی خاموش (tacit technology )
تکنولوژی رامی توان حفظ وبه نحوی موثرمیان کاربران منتقل کرد اگربه شکلی کدگذاری شده ورمزداربیان شود.
تکنولوژی خاموش دانشی است نامدون ونانوشته.این تکنولوژی به روشی یکسان برای گروهی ازمردم بیان نمی‌شود.این تکنولوژی معمولا برپایه تجارب استواراست ولذادرذهن سازندگانش باقی می‌ماند.طراحان این تکنولوژی کسانی اند که دانش فنی موردنظررادراختیاردارند .دانش پنهان ازطریق نمایش یا مشاهده منتقل می‌شودوتوسط آنها که به دنبال آن دانش هستند شبیه سازی می‌شود.انتقال تکنولوژی پنهان ازطریق تعامل میان منبع ومیزبان صورت می‌گیرد.
ازطرف دیگرتکنولوژی کدگذاری شده به مردم امکان می‌دهد بدانند یک تکنولوژی چطورکارمی کند اما همیشه به آنها نمی‌گوید که چرا آن تکنولوژی به آن شیوه عمل می‌کند.اگرتکنولوژی به شکل کدگذاری شده باشد انتقال آن ساده ترخواهد بود انتقال تکنولوژی پنهان دشوارترزمان بروکم دقت تراست تسلط واحاطه کامل برتکنولوژی نیازمند درک هردونوع دانش آشکارکدگذاری شده ودانش پنهان می‌باشد.

2-3- طبقه‌بندی براساس اهمیت استراتژیك
برای درك اهمیت استراتژیك تكنولوژی‌ها میتوان آنها را به چهار دسته تقسیم كرد:
– پایه
– كلیدی
– پیشگام
– درحال ظهور

در صورت نیاز شاید بخواهید ارزیابی تكنولوژی‌های استراتژیك را گسترش داده و اثر نسبی تجاری آنها را بسنجیم. در كسب و كارهای چند محصولی كه از چندین تكنولوژی استفاده می‌شود ممكن است در اهمیت نسبی تكنولوژی‌های داخلی هر طبقه‌بندی محصول، تغییرات قابل توجهی وجود داشته باشد. برای مثال برخی از تكنولوژی‌های كلیدی به شكل سنگینی بر یك محصول اثر می‌گذازند. درحالی كه ممكن است پاره‌ای دیگر اثر كمتری داشته باشند. به همین ترتیب برای یك محصول مشخص برخی از تكنولوژی‌ها بر روی كلیه عوامل كلیدی موفقیت اثر می‌گذارند. در حالی كه سایر تكنولوژی‌ها ممكن است فقط بر روی یك عامل اثر بگذارند. تجزیه وتحلیل می‌تواند در فرایند اولویت‌گذاری تكنولوژی ارزشمند بوده و انتخاب استراتژیك را آسانتر كند.

2-4-تكنولوژی كلیدی
یكی از اصول انتقال تكنولوژی این است كه تكنولوژی‌ها به طور گسترده‌ای ار نظر توان بالقوه در برابر اثرات رقابتی متفاوتند در حالت كلی تكنولوژی، تكنولوژی در دو محدوده اصلی اثر می گذارد:

شکل 2-1: تکنولوژی کلیدی
1- كارایی و عملكرد كه به مزیت رقابتی در بازار ختم می‌شود.
2- اقتصاد تولید كه به مزیت رقابتی ختم می‌شود.
درهر زمان خاص، یك یا چند تكنولوژی مختلف در یك واحد شغلی، كارایی رقابتی را تایین می‌كند.تكنولوژی‌هایی كه بیشترین اثر را بر كارایی رقابتی در یك زمان خاص دارند تكنولوژی كلیدی نامیده می‌شوند.
برای شناسایی تكنولوژیهای كلیدی، مدیریت باید ابتدا دینامی بازار و توسعه رقابتی آن در صنعت مربوطه را بررسی كند تا مبنای واقعی اقابت تعیین شود.تكنولوژی‌های كلیدی، تكنولوژی‌هایی هستند كه بیشترین اثر رابر كارایی محصولات وابسته یا اقتصاد تولید مورد نیاز برای این مبنای رقابتی دارند.

2-5 – منطق فازی
2-5-1- مقدمه منطق فازی
منطق كلاسیك درارزش صفرویك دارای پیشینه‌ای به قدمت تاریخ فلسفه است. این منطق به لحاظ محدود نمودن قضاوت انسانی به دوحالت خاص تقسیم می‌شود. اگرچه كاربرد موثری درپایه ریزی منطق ریاضی ارسطویی داشته است. ولی توانایی محدودی جهت فرموله كردن مدلهای مبتنی برمتغیرهای كلامی داشته است.درمقابل مجموعه‌های فازی ومنطق فازی درفقدان اطلاعات دقیق و كامل برای مدلسازی سیستمهای پیچیده ابزارموثری به شمارمیرود. قضاوت‌های ذهنی كارشناسانی كه ازتكنیك‌های فازی استفاده می‌كنند نسبت به كاربرد عینی اطلاعات نادرست نتایج بهتری حاصل می‌كنند. منطق فازی ازناتوانی منطق كلاسیك با شمول زبان مبهم استدلال عقل سلیم وحل ابتكاری مسایل كه همه روزه توسط مردم عادی استفاده می‌شوندنشات می‌گیرد. نظریه مجموعه فازی قادراست بسیاری از مفاهیم متغیرها و سیستم‌های نادقیق ومبهم را به صورت ریاضی نمایش داده وزمینه‌ای را برای تصمیم‌گیری درشرایط عدم اطمینان فراهم سازد.
2-5-2- سیرتطورمنطق فازی
ازآن زمان كه انسان اندیشیدن راآغازنمود همواره كلمات وعباراتی را برزبان جاری ساخته كه مرزهای روشنی نداشته اند.كلماتی نظیرخوب، بد، جوان پیر،بلند، كوتاه، قوی،ضعیف، گرم، سرد ،خوشحال با هوش زیبا وقیودی ازقبیل معمولا ،غالبا ،تقریبا وبندرت روشن است كه نمی‌توان برای این كلمات مرز مشخصی یا فت اما دربسیاری ازعلوم نظیرریاضیات ومنطق فرض شده است كه مرزها ومحدوده‌های دقیقا تعریف شده‌ای وجود دارد ویك موضوع خاص یا درآن مرز می‌گنجدیا نمی‌گنجد.مواردی چون همه یا هیچ فانی یا غیرفانی زنده یا مرده مرد یا زن سفید یا سیاه صفریایك این یا نقیض این .دراین علوم هرگزاره‌ای یا درست است یا نادرست پدیده‌های واقعی یا سفید هستند یا سیاه این باور به سیاه وسفیدها ،صفرویك‌ها واین نظام دوارزشی به گذشته بازمی گرددوحداقل به یونان وارسطومی رسد.
منطق ارسطو ریاضیات كلاسیك راتشكیل می‌دهد. براساس اصول ومبانی این منطق همه چیزتنها مشمول یك قاعده ثابت می‌شودكه به موجب آن یا ان چیز درست است یا نادرست. می‌توان مثالهای فراوانی راذكركرد كه منطق ارسطویی درمورد آنهاصحیح است اما باید توجه داشت كه نبایدآنچه راكه تنها برای مواردی خاص مصداق دارد به تمام پدیده‌ها تعمیم داد. دردنیایی كه ما درآن زندگی می‌كنیم اكثرچیزهایی كه درست به نظرمی رسند نسبتا درست هستند ودرمورد صحت و سقم پدیده‌های واقعی همواره درجاتی ازعدم قطعیت صدق می‌كند به عبارت دیگر پدیده‌های واقعی تنها سیاه یا سفید نیستند. بلكه تا اندازه‌ای خاكستری هستند.پدیده‌های واقعی همواره فازی مبهم و غیردقیق هستند. تنها ریاضی بوده كه سیاه و سفید بوده واین خود چیزی جزیك سیستم مصنوعی متشكل ازقواعد ونشانه‌ها نبود. علم ،واقعیتهای خاكستری یا فازی را با ابزارسیاه وسفید ریاضی نمایش می‌گذاشت واین چنین بود كه به نظرمی رسید واقعیتها نیزتنها سیاه یا سفید هستند. بدین ترتیب درحالیكه درتمامی جهان حتی یك پدیده رانمی توان یافت كه صددرصد درست یا صددرصد نادرست باشد علم با ابزارریاضی خود همه پدیده‌های جهان را این طوربیان می‌كرد. مجموعه‌های فازی درریاضیات جدید به مجموعه‌های اطلاق می‌گردد كه عناصرآن به طورنسبی متعلق به آن مجموعه باشند درمجموعه‌های فازی برخلاف مجموعه قطعی عناصربه دودسته عضو وغیرعضو تقسیم نمی‌شوند بلكه براساس آنچه ما تعریف می‌كنیم میزان عضویت عناصردرمجموعه‌های فازی بین صفرویك متغیر است درك مجموعه‌های فازی اولین قدم درورود به مبحث ریاضیات فازی است كه درمقابل ریاضیات كلاسیك قرارمی گیرد.
دوحادثه دراوایل قرن بیستم منجربه شكل‌گیری منطق فازی یا منطق مبهم شد. اولین حادثه پارادوكس‌های مطرح شده توسط برتراند راسل درارتباط با منطق ارسطویی بود. برتراند راسل بنیادهای منطقی باری، منطق فازی (مبهم )رانهاد اما هرگز موضوع راتعقیب نكرد. راسل درمورد منطق ارسطویی چنین بیان می‌دارد:
“تمام منطق نسبیت بنابه عادت فرض را برآن می‌گذارد كه نمادهای دقیقی به كارگرفته شده است. به این دلیل موضوع درمورد این زندگی خاكی قابل بكارگیری نیست بلكه برای یك زندگی ماورا الطبیعه معتبراست.”
دومین حادثه كشف اصل عدم قطعیت توسط هایزنبرگ درفیزیك كوانتوم بود. اصل عدم قطعیت كوانتومی هایزنبرگ به باور كوركورانه ما به قطعیت درعلوم وحقایق علمی خاتمه داد و یا دست كم آنرا دچارتزلزل ساخت. هایزنبرگ نشان دادكه حتی اتم‌های مغز نیز نامطمئن هستند حتی با اطلاعات كامل نمی‌توانید چیزی بگوئید كه صددرصد مطمئن باشید. هایزنبرگ نشان داد كه حتی درفیزیك حقیقت گزاره‌ها تابع درجات است دراین میان منطقیون برای گریز خشكی وجزمیت منطق دوازرشی منطق‌های چند ارزشی را به عنوان تعمیم منطق دو ارزشی پایه‌گذاری كردند. اولین منطق سه ارزشی درسال 1930 توسط لوكاسیه ویچ منطق دان لهستانی پایه‌گذاری شد. سپس منطق دانان دیگرنظیربوخوار،كلین و هی تینگ ،نیزمنطق‌های سه ارزشی دیگری ارائه كردند.درمنطق سه ارزشی گزاره‌ها برحسب سه ارزش (0,1/2,1 ) مقداردهی می‌شوند لذا این منطق واقعیت‌ها رابهترازمنطق ارسطویی (0,1) نشان می‌دهد.
ولی روشن است منطق سه ارزشی نیز با واقعیت فاصله دارد. لذا منطق‌های n مقداره توسط منطقیون ازجمله لوكاسیه ویچ ارائه شد. درمنطق n مقداره هرگزاره می‌تواند یكی ازارزشهای درستی مجموعه زیررا اختیاركند.
Tn={0,1/n,2/n,…,1}
روشن است كه هرچه n عدد صحیح مثبت بزرگتری انتخاب شود دسته‌بندی ارزش گزاره‌ها (گرد كردن آنها به یكی از اعداد مجموعه Tn) به واقعیت نزدیكتر خواهد بود و اگرn به سمت بی نهایت میل كند. یك منطق بی نهایت مقداره تعریف می‌شود كه درجه درستی هرگزاره می‌تواند یك عدد گویا بین صفر و یك را اختیار كند. منطق كاملتر آن است كه هرگزاره بتواند هر عدد حقیقی بین صفرویك را اختیاركند كه آن را منطق استاندارد لوكاسیه ویچ می‌نامند .
درواقع ارزش گزاره‌ها دراین منطق طیفی بین درستی ونادرستی یا بین صفرویك است. صفر یا یك سایه‌های نامحدودی ازخاكستری بین سیاه وسفید وجود دارد. تمایز عمده منطق فازی با منطق چند ارزشی آن است كه درمنطق فازی حقیقت وحتی ذات مطلب هم می‌تواند نادقیق باشد. درمنطق فازی مجاز به بیان جملاتی ازقبیل “كاملا درست است” یا “كم وبیش درست است” هستیم وحتی می‌توان ازاحتمال نادقیق مثل “تقریبا غیرممكن “، “نه چندان ” و “بندرت” نیز استفاده كرد. بدین ترتیب منطق فازی نظام كاملا منعطفی رادرخدمت زبان طبیعی قرارمی دهد.
منطق فازی عبارت است از استدلال با مجموعه فازی .مجوعه‌های فازی توسط ماكس بلك و لطفی زاده ارائه گردید.ابتدا درسال 1937 ماكس بلك فیلسوف كوانتوم مقاله‌ای راجع به آنالیز منطق به نام ابهام رادرمجله علم منتشركرد كه جهان علم وفلسفه مقاله بلك رانادیده گرفت. اگرچنین نمی‌شدما ا كنون باید منطق گنگ را به جای منطق فازی مورد بررسی قرار می‌دادیم. سپس درسال 1965 لطفی زاده مقاله‌ای تحت عنوان مجموعه‌های فازی منتشرساخت دراین مقاله او ازمنطق چند مقداری لوكاسیه ویچ برای مجموعه‌ها استفاده كرد و نام فازی را برای این مجموعه‌ها برگزید تا مفهوم فازی را ازمنطق دودویی دورسازد.
مقاله ماكس بلك برای اولین بارمجموعه فازی رابا چیزی كه حالا ما آن رامنحنی عضویت می‌نامیم تعریف كرد نقاط روی منحنی مقیاس اندازه‌گیری عضویت عناصرمجموعه فازی A یا نقیض A رانشان می‌دهند.

نمودار 2-2: نمایش مجمموعه‌های فازی توسط ماكس بلك

در سال 1965 پروفسور لطفی¬زاده مقاله مجموعه‌های فازی را در مجله اطلاعات وكنترل منتشرنمود. دراین مقاله لطفی زاده آنچه راكه برتراند راسل ،جان لوكاسیه ویچ ،ماكس بلك و دیگران ابهام یا چند ارزشی نامیده بودند فازی نامید. مجموعه‌های فازی بامثال قد انسان آغاز به كاركرد این مورد ،اولین مجموعه فازی معرفی شده توسط لطفی زاده بود .لطفی زاده مفهوم بلندی قد انسان را با منحنی متناسب آن بیان كرد واین مجموعه فازی رامنحنی عضویت نامید. این همان منحنی ارائه شده توسط ماكس بلك بود كه برای هراندازه قد درجه عضویتی را ارائه می‌كند. هرانسانی تاحدودی بلند است وتا حدودی نیز بلند نیست، بنابراین منحنی بلند نبودن عكس منحنی بلند بودن است. این دومنحنی همدیگر را درنقطه میانی با درجه عضویت 2/1 (جایی كه A و نقیض A باهم برابرند)قطع می‌كند. ریاضیات مجموعه‌های فازی چیز جدیدی نیست مجموعه‌های فازی همان جبری را مورد استفاده قرارمی دهد كه لوكاسیه ویچ نیم قرن قبل درمنطق چند ارزشی اش مورد استفاده قرار داده بود، همان چیزی كه درلیست ابهام یا مجموعه ماكس بلك استفاده شده بود اما لطفی زاده نام فازی را به دلیل ارتباطش با احساس عامیانه برای آن انتخاب كرد.

نمودار 2-3: مجموعه فازی بیانگربلندی قد انسان

2-5-3- مفاهیم پایه‌ای نظریه مجموعه‌های فازی
مطابق نظریه مجموعه‌های قطعی كه اساس ریاضیات مدرن راتشكیل میدهد مجموعه گردآیه‌ای معین از اشیا است ودراین تعریف برلفظ معین تاكید می‌شود به عبارت دیگر هر مجموعه با یك ویژگی خودش تعریف مشخصی می‌شود. اگریك شی دارای آن ویژگی باشد عضو مجموعه واگرنباشد عضو مجموعه نیست. مثلا ویژگی اعدا حقیقی بزرگتراز100 یك ویژگی خوش تعریف است و تشكیل یك مجموعه مید هد چراكه به یقین نمی‌توان گفت كه یك عدد حقیقی آیا بزرگتراز100 هست یا نیست اما ویژگی اعداد حقیقی نزدیك به 100 یك ویژگی روشن دقیق و خوش تعریف نیست چرا كه به یقین نمی‌توان گفت كه آیا یك عدد حقیقی مشخص مانند 110 دراین ویژگی می‌گنجد یا خیر .لطفی زاده برای رفع مشكل پیشنهاد می‌كند به هرعدد ازمجموعه اعداد حقیقی عددی ازبازه [0,1] به عنوان درجه نزدیكی آن عدد به 100 نسبت دهیم. هرچه این اعداد به 100 نزدیكتربود عدد متناظربرای عضویت درآن گردایه اعداد حقیقی نزدیك به 100 به یك نزدیك باشد و برعكس هرچه عدد مورد نظر دورتراز100 بود درجه عضویت آن درگردآیه اعداد حقیقی نزدیك به 100 به صفرنزدیكتر باشد یعنی با عددی بین صفرویك درجه عضویت رامشخص می‌كنیم.
2-5-3-1- تابع عضویت
مطابق نظریه مجموعه‌های قطعی، تابع نشانگر مجموعه قطعی A از X به مجموعه } 1 و 0 { می‌باشد.

حال اگر برد تابع نشانگر را از مجموعه دو عضوی {1 و 0} به بازه ] 1 و 0 [ گسترش دهیم، تابعی خواهیم داشت كه به هر عضو x از X، عددی از بازه ] 1 و 0[ را نسبت می‌دهد. این تابع، تابع عضویت A نامیده شده و به صورت زیر تعریف می‌گردد:

مجموعه A كه به هر X، عددی در بازه ] 1 و 0 [ را نسبت می‌دهد، یك زیر مجموعه فازی نامیده می‌شود. در تابع ، نزدیكی بیشتر به یك، نشان دهنده تعلق بیشتر x به مجموعه A ونزدیكی بیشتر به صفر، نشان دهنده تعلق كمتر x به مجموعه A است.به لحاظ شهودی می‌توان را درجه پذیرش ما در قبول x به عنوان عضوی از مجموعه در نظر گرفت. همچنین در حالت حدی چنانچه باشد، x كاملا در A قرار دارد و چنانچه باشد، x اصلا عضو A نمی‌باشد.بنا بر این مجموعه‌های فازی و توابع عضویت آنها، تعمیم یافته مجموعه‌های قطعی و توابع نشانگر آنها می‌باشند.
2-5-3-2-مفاهیم مقدماتی مجموعه‌های فازی
مجموعه مر جع X و زیر مجموعه فازی A از آن را در نظر بگیرید.مجموعه عناصری از X كه باشد، تكیه گاه A نامیده شده و با SUUP A نشان داده می‌شود.

رابطه فوق نشان می‌دهد كه تكیه گاه یك مجموعه قطعی و تابعی از مجموعه توانی از مجموعه توانی فازی x (مجموعه شامل تمام زیر مجموعه‌های فازی X) به مجموعه توانی X می‌باشد.بر این اساس، مجموعه فازی تهی مجموعه‌ای است كه هیچ تكیه گاهی ندارد و درجه عضویت تمام عناصر آن برابر صفر است.
در مجموعه A مقدار را ارتفاع مجموعه فازی می‌گویند و با M نشان داده می‌شود. اگر ارتفاع مجموعه فازی برابر یك باشد، مجموعه را نرمال و در غیر این صورت آنرا غیر نرمال گویند.روشن است كه هر مجموعه فازی زیر نرمال A را می‌توان با تقسیم بر ارتفاع آن نرمال كرد.همچنین اگر برای عنصری مثل x در A داشته باشیم ، x را یك نقطه گذر(معبر)می گویند.
2-5-3-3-زیر مجموعه‌های فازی
مجموعه مرجع X و مجوعه‌های فازی A و B را در نظر بگیرید.اگر برای هر داشته باشیم:
، در این صورت A را زیر مجموعه B می‌نامیم.همچنین دو زیر مجموعه فازی A و B را مساوی گویند اگر برای هر ، باشد.
2-5-3-4- عملگر‌های فازی
یكی از مهمترین قابلیت‌های منطق فازی كه نقش موثری در انعطاف پذیری بیشتر این منطق در تطبیق با شرایط واقعی دارد، امكان استفاده از عملگر‌های متنوع است.ابتدایی ترین تعریف از عملگر‌های اصلی اشتراك، اجتماع و متمم برای هر به صورت زیر می‌باشد:
اشتراك
اجتماع
متمم
كه در آن بیانگر مینیمم و بیتنگر ماكزیمم است.این عملگر‌ها مشابه عملگرهای مجموعه‌ای برای مجموعه‌های قطعی هستند.
عملگر‌های مجموعه‌های فازی ارائه شده در فوق، كلیه مشخصه‌های جبری مجموعه‌های قطعی را بجز دو قانون طرد و شمولیت در مجموعه‌های فازی برقرار نیست.وداریم:
و
این مساله از آنجا ناشی می‌شود كه هیچكدام از مجموعه‌های فازی A و A دارای كرانهای دقیقی نبوده و اصطلاحا هم پوش هستند البته باید توجه داشت كه این همپوشی كامل نبوده و داریم:

علاوه بر عملگرهای اشتراك،اجتماع و متمم تعریف شده، عملگرهای دیگری نیز برای مجموعه‌های فازی تعریف شده اند كه در ذیل به تعدادی از آنها می‌پردازیم
2-5-3-4-1-نرم‌های مثلثی
عملگر‌های MAX و MIN تعریف شده به دو رده بزرگتر تعلق دارند كه نرم‌های مثلثی و هم نرمهای مثلثی نامیده می‌شوند. نرمهای مثلثی و هم نرمهای مثلثی را به طور خلاصه T-نرم‌ها و T- نرم ها( یا S-نرم ها) گویند.این دو رده از اندازه‌ها اولین بار توسط منجر ارائه شد. می‌تون تعریف نرم مثلثی را به صورت زیر ارائه كرد.
بازه I=[0,1] را در نظر بگیرید، اگر تابع دو متغیره در شرایط زیر صدق كند:

T را یك نرم مثلثی (T- نرم ) گویند اگر
و آن را یك هم نرم مثلثی (T-هم نرم) گویند اگر:
از تعریف فوق معین می‌شود كه T-نرم‌ها و T-هم نرم‌ها دوگان همدیگرند.براین اساس برای هرT-نرم میتوان فقط و فقط یك T-هم نرم تعریف كردبه قسمی كه:

نكته دیگر اینكه، اندازه‌های MIN و MAX ، حالتهای حدیT-نرم‌ها و S-نرم‌ها هستند و داریم:

همچنین دقت شود كه عملگر‌های زیادی وجود دارند كه در شرایط T- نرم‌ها و S-نرم‌ها صدق می‌كنند كه در زیر به تعدادی ار آنها می‌پردازیم:
بر اساس نرم‌های فوق اشتراك و اجتماع دو مجموعه فازی به صورت زیر تعریف می‌شود.

بر اساس تعاریف فوق می‌توان ثابت كرد كه برای هر دو مجموعه فازی A و B داریم:

2-5-3-4-2-عملگر متمم فازی:
متمم مجموعه فازی A را با A نشان داده ایم و تابعی به صورت زیر میباشد:

یعنی این تابع به هر مقدار € [0,1] (x) مقداری را درمجموعه متمم
€ [0,1] (x) نسبت می‌دهد این مطلب را می‌توان به صورت زیرنوشت :
(x)=C[ (x)]
درحالت كلی شرایط زیربرای یك عملگر متمم استفاده می‌شود:
1- C(1)=0 وC(0)=1
2- C باید یكنوای غیرصعودی باشد.
3- C یك تابع پیوسته است.
4- C برگشت پذیر است یعنی باری هر€ [0,1] a داریم :C(C(a))=a
شرط 1و 2 راكلاس كلی متمم‌های فازی تعریف می‌كنند وشرط 3و4 این كلاس‌های كلی رابه زیركلاس‌های تخصصی كه كاربردهای عملی دارند ،تبدیل می‌كنیم.


برای دریافت اینجا کلیک کنید

[ بازدید : 16 ]

[ دوشنبه 18 بهمن 1395 ] 4:11 ] [ علی ]

[ ]

ساخت وبلاگ
خشکشویی آنلاین بستن تبلیغات [x]